سینمای کودک ایران؛ تفاوت فیلمهای کودکانه با فیلمهای کودک — نگاه تازه
آرش معیریان، کارگردان سینما، در سومین کارگاه تخصصی سیوهشتمین دوره جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به نکتهای حساس اشاره کرد: تفاوت میان ساخت فیلم برای کودک و ساخت فیلمهای «کودکانه». او معتقد است وقتی فیلمساز از جهان ذهنی کودک فاصله میگیرد، اثر بهجای روایت دنیای آنها، به ویترینی برای نمایش مهارتهای کارگردان تبدیل میشود. درک این تفکیک، کلید رسیدن به آثاری است که واقعاً با مخاطب خردسال ارتباط برقرار کنند و از تبدیل شدن هنر به یک نمایش فنی جلوگیری کنند.
آرش معیریان و چالشهای کارگردانی در سیوهشتمین جشنواره
روز سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۳۷ در خانه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان، معیریان توضیح داد که کارگردان در این حوزه با مخاطبی روبهرو است که از نظر سن، تجربه زیسته، شناخت جهان و دانش سینمایی، دامنهای بسیار متنوع دارد. از این رو، نمیتوان با پیشفرضهای سینمای بزرگسال برای کودکان فیلم ساخت.
احترام به سلیقه مخاطب از دیگر دغدغههای اوست. معیریان میگوید باید میان نپسندیدن یک فیلم و بد بودن آن تفاوت گذاشت؛ چرا که ارزیابی کیفیت اثر باید بر اساس معیارهای تخصصی باشد، نه احساسات یا تجربههای شخصی.
کودکان از سن یک یا دو سالگی تا ۱۵ سالگی در حال کشف مفاهیم جهان هستند. فیلمساز نباید تصور کند اطلاعاتی را که خودش طی دهها سال به دست آورده، کودک هم به صورت بدیهی میداند. شناخت زبان، روانشناسی و جهان ذهنی کودک، نخستین گام در مسیر تولید است. سینمای کودک؛ اولویت روایت ساده بر جلوههای تکنولوژیک نشان میدهد که سادگی در روایت، ابزاری برای نزدیکی بیشتر به مخاطب است.
وقتی روایت فیلم با اطلاعاتی شروع شود که برای یک کودک هشتساله قابل درک نباشد و کارگردان بدون توجه به این موضوع از مرحله مقدماتی عبور کند، گسستی ارتباطی میان اثر و مخاطب شکل میگیرد.
نشانهشناسی و ریتم در جهان ذهنی کودک
نمادها، استعارهها و کنایهها باید متناسب با سطح شناخت کودک باشند. اگر نشانهای در جهان ذهنی کودک شکل نگرفته باشد، استفاده مستقیم از آن بدون زمینهسازی، منجر به دریافت نادرست میشود. گاهی فیلمسازان بزرگسال ناخودآگاه عناصر بصری، رنگها و لباسها را بر اساس تجربههای بزرگسالانه خود انتخاب میکنند.
کارگردانی سینمای کودک یک تخصص مستقل است و نمیوان صرفاً بر اساس موفقیت در سینمای بزرگسال وارد این حوزه شد
برای بازخوانی درست دنیای کودکان، کارگردان باید ابتدا به کودک درون خودش احترام بگذارد. بازگشت به تجربههای کودکی در طراحی شخصیت و دکوپاژ بسیار اثرگذار است.
در جذب مخاطب خردسال، مدیریت زمان، ریتم و مونتاژ نقشی حیاتی دارد. اگر فیلم مسیر خود را از جهان ذهنی کودک جدا کند، تنها به نمایش مهارتهای کارگردان تبدیل میشود. در واقع، واکنش کودک هنگام نمایش فیلم، معیار اصلی موفقیت است و اگر او در دقایق ابتدایی فاصله بگیرد، ریشه این اتفاق در ساختار روایت و ریتم است.
ضعف فیلمنامهها و نبود بازنویسیهای حرفهای از دیگر چالشهای تولید است. در سینمای کودک جای سکانسهای طولانی و دیالوگمحور نیست، زیرا کودک اطلاعات را در کسری از ثانیه دریافت میکند و اگر روایت با این سرعت ادراکی همراه نباشد، ارتباط مخاطب با فیلم قطع میشود.
بسیاری از آثار سینمای کودک در ایران به دلیل نگاه بزرگسالانه و تکیه بر مهارتهای فنی، از مخاطب اصلی خود فاصله گرفتهاند. برای تولید آثار اثرگذار، فیلمساز باید تخصص مستقل سینمای کودک را بپذیرد و به جای ساخت فیلمهای کودکانه، بر اساس روانشناسی و جهان ذهنی کودک فیلم بسازد.
پاسخ به پرسشهای رایج
تفاوت فیلم کودک با فیلم کودکانه از نظر آرش معیریان چیست؟
فیلم کودک بر اساس شناخت واقعی از جهان ذهنی و روانشناسی کودک ساخته میشود، اما فیلم کودکانه آثاری است که با پیشفرضهای بزرگسالانه ساخته شده و صرفاً ظاهری کودکانه دارد. کارگردانی سینمای کودک تخصص مستقلی است که نیازمند شناخت نشانهشناسی، ریتم ادراکی متفاوت و احترام به تجربه زیسته کودک است؛ مواردی که در سینمای بزرگسالان پیشفرضهای متفاوتی دارند.
چرا موفقیت در سینمای بزرگسالان تضمینکننده موفقیت در سینمای کودک نیست؟
نقش نشانهشناسی در فیلمهای کودک چیست؟
نشانهشناسی کمک میکند تا فیلمساز بداند چه نمادها یا استعارههایی برای کودک قابل درک است و کجا باید برای رمزگشایی از یک نشانه، زمینهسازی بصری و روایی انجام دهد.
بازنشر سبک برای tizweb.ir